سه شنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۵
آخرین اخبار
كدخبر: 2752 تاريخ : ۴ شهریور ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۹ نسخه چاپي بدون دیدگاه

آیا کابینه یازدهم می‌تواند خالق حماسه اقتصادی باشد؟

آیا کابینه یازدهم می‌تواند خالق حماسه اقتصادی باشد؟

دکتر خوش چهره استاد اقتصاد و از کارشناسان مطرح در این زمینه است که سابقه نمایندگی مجلس شورای اسلامی را نیز در کارنامه خود دارد. وی که چهره ای اصولگراست در سالهای اخیر به منتقدین دولت احمدی نژاد پیوسته است. بررسی برنامه های دولت یازدهم در حوزه اقتصاد بهانه‌ای شد تا گفتگویی داشته باشیم با دکتر محمد خوش چهره که متن کامل آن منتشر می‌گردد.

 

ترکیب تیم اقتصادی دولت یازدهم تقریبامشخص شده است. به نظر شما این تیم می‌تواند خالق حماسه اقتصادی باشد؟

با توجه به شرایط کشور از یک طرف و با شناختی که نسبت به تیم اقتصادی دولت یازدهم هست –هرچند که برخی از آنها باتجربه و باسابقه اند- از طرف دیگر، میتوانم بگویم قطعا این انتظار که یک حماسه اقتصادی در این ایام رخ بدهد یک انتظار دور و دست نیافتنی است.

 

پس انتظار شما به عنوان یک کارشناس اقتصادی از این دولت چیست؟

این تیم اقتصادی و کابینه یازدهم اگر بتوانند در زمینه کنترل شیب تورم و کمتر شدن نرخ کاهش ارزش پول ملی و ایجاد یک تثبیت در بازار اقدامی انجام دهند، به ماموریت خود عمل کرده‌اند. موفقیت در آینده بلند مدت هم وابسته است به همین اقدامات کوتاه مدت که باید دید دولت چه می‌کند. بنابراین انتظار خلق حماسه اقتصادی از این دولت یک انتظار غیر واقعی است که میتواند مورد توجه باشد.

شما علت اول عدم خلق حماسه را شرایط کشور بیان کردید، کمی در این‌باره توضیح دهید.

من البته در اینجا یک مسئله ای را مطرح می کنم که به نظرم باید به آن دقت شود. بعد از جنگ تحمیلی ۳ دولت با سلایق مختلف سیاسی روی کار آمدند و نظریات اقتصادی مختلفی را هم مطرح کردند؛ دولت سازندگی دولت اصلاحات و دولت مهر و عدالت. اما وقتی به برخی شاخصه‌ها نگاه می‌کنیم می‌بینیم که یک شباهت‌هایی بین آن‌هاست.

یکی افزایش وابستگی به نفت! با این که توصیه های امام راحل (ره) و رهبر معظم انقلاب، مندرجات قانونی و… همه تاکید بر کاهش وابستگی به نفت دارند اما آنچه در این بیست و اندی سال گذشته اتفاق افتاده، وابستگی بشتر بود که هر دولت نسبت به دولت ماقبل خود داشت.

دیگری افزایش میزان واردات کالاهای مصرفی! شما ببیند هرچه از جنگ فاصله می‌گیریم میزان واردات در یک روند سعودی رو به افزایش است. البته دولت‌ها همواره از این وضع ناراضی بوده‌اند و این را اعلام نیز می‌کردند.

یا مسئله دیگر فساد اقتصادی است؛ به نظرم مسئله فساد اقتصادی بیش از آنکه به خوی اشرافیگری مرتبط باشد به میزان درآمدهای نفتی وابسته است. هرچه درآمدهای نفتی بیشتر شد رانت و فساد در اقتصاد نیز بیشتر شد.

بنابراین باید در یک تحلیل دقیق دید که مشکل کجاست؟ چرا دولت های گوناگون با منش‌های اقتصادی گوناگون یک سری مشکلات مشابه دارند. این باید مورد واکاوی قرار گیرد تا در آینده جلو آن گرفته شود.

 

علت دوم عدم خلق حماسه اقتصادی، تیم و برنامه های اقتصادی کابینه دولت فعلی بود. کمی این موضوع را هم تشریح کنید.

ابتدا کمی به ریشه‌ها بپردازیم. یک مشکلی را که ۳دهه است گریبان اقتصاد ایران را گرفته باید دید و آن این است که در جاهایی که دولت‌ها باید حضوری پررنگ‌تر داشته باشند حضورشان کمرنگ بوده و در جایی که ضرورت چندانی نیست حضورشان پررنگ بوده است و متاسفانه پس از جنگ این مشکل در اقتصاد ریشه دوانده است.

 

اگر امکان دارد چند نمونه بیان کنید.

بله، برای مثال در حوزه سلامت و بهداشت. طبق قانون اساسی از وظایف دولت حضور پررنگ در این بخش است. امروزه یکی از بیشترین فشارها روی جیب مردم از ناحیه بهداشت و درمان است و می‌بینیم که دولت‌ها ورود خوبی در این زمینه نداشته‌اند. یا تامین مسکن که طبق قانون اساسی از وظایف دولت جمهوری اسلامی بشمار می‌رود و دولت موظف است که ورود جدی به این بخش داشته باشد. یا حمل نقل عمومی که یکی دیگر از حوزه هایی است که دولت باید به آن ورود می‌کرده اما اتفاق چندانی را ما در سطح شهر شاهد نیستیم. به همین خاطر اتلاف وقت و اسراف انرژی و هزینه های بالای رفت و آمد درون شهری را به شهروندان تحمیل کرده‌ایم. یا یکی دیگر بحث ورزش همگانی است؛ امری که باید به دست دولت ترویج شود و فضای آن در جامعه گسترش یابد تا هم انرژی جوانان در مسیری مثبت تخلیه شود و هم سلامتی و نشاط به جامعه تزریق گردد. که اینجا هم شهرداری و هم دولت ضعف نشان داده اند. هر چند در زمان دولت آقای احمدی نژاد اقدامات خوبی با نیت های پاک در برخی زمینه ها اتفاق افتاد. مانند مسکن مهر یا پزشک خانواده و… اما این‌ها هم در اجرا خالی از ایراد نبود.

 

این به معنای دولتی شدن اقتصاد است؟

این‌ها هیچکدام به معنای بزرگ شدن دولت یا دخالت دولت در اقتصاد و دولتی شدن اقتصاد یا این جور حرف‌ها نیست. دخالت دولت در برخی جاها ضروری است و طبق قانون اساسی و دیگر اسناد بالادستی، قانونا باید انجام گیرد. اما فهم و شناخت اینکه در کدام بخش، تا چه میزان و تا چه زمانی وارد شود مهم است.

 

آیا این مشکل در دولت یازدهم تبلور بیشتری دارد؟

درباره دولت دکتر روحانی، یک مسئله مهم وجود دارد و آنکه این دوستان می‌گویند دولت باید دست و پایش را از اقتصاد جمع کند. این یک احساس خطر ایجاد می‌کند که می‌خواهند در این وضعیت که دشمن جنگ اقتصادی خود را تشدید کرده و فشارها روی مردم است چه بخش‌هایی از اقتصاد را رها کنند؟ یا اینکه گفته می‌شود مشکلات اقتصادی از راه تعامل با دنیا برطرف می‌شود، منظورشان ایجاد وابستگی‌ها در حوزه‌های استراتژیک است یا خیر؟ و دغدغه هایی از این جنس مطرح و جای نگرانی است. یا مسئله دیگر آنکه در برنامه های اعضای اقتصادی کابینه هیچ توجهی به مسئله سوداگری و اخلال در بازار نشده بود، در حالی که بیشترین صدمه در بخش های مختلف اقتصاد به ویژه مسکن از جانب سوداگران ایجاد شده است.

 

برنامه های اقتصادی دولت دکتر روحانی تا چه میزان منطبق بر اقتصاد مقاومتی است؟

آنچه به نظر من در اقتصاد مقاومتی مهم است آن است که وابستگی‌های تهدیدزا کاهش پیدا کند. مثلا در گندم که غذای اصلی مردم را تشکیل می‌دهد باید خودکفا شویم و واردات هنگفتی در این زمینه نداشته باشیم که باید دید دولت در این زمینه ها چه برنامه هایی دارد.

 

به نظر شما راه کار اقتصاد ایران باید چگونه تعریف شود؟

در مجلس هفتم ما الگوی اقتصاد ایران را با نام دولت-بازار تصویب کردیم. یعنی هم دولت و هم بازار اما اینکه چه میزان دولت،چه میزان بازار مهم است. سهم هر یک را هم متناسب با زمان تعریف کردیم؛ مثلا وقتی جنگ است یا در شرایط تحریم هستیم دولت موظف است که به ارزاق و مایحتاج عمومی مردم توجه داشته باشد و برای تامین آنها ورود کند زیرا بالاخره اقتصاد ایران به نفت وابسته است. اما در شرایطی که ثبات برقرار است دولت باید فضا را برای ورود هرچه بهتر بخش خصوصی فراهم کند و خودش دخالت حداقلی آن هم در مواردی مانند آنچه قبلا عرض کردم داشته باشد.

 

دولت فعلی تاکنون در عرصه‌های گوناگون خود را با واژه اعتدال معرفی کرده است. به نظر شما این واژه در اقتصاد چه معنایی را به دنبال خواهد داشت؟

دولت باید واژه ها را تعریف کند. مثلا اعتدال باید در حوزه های گوناگون تعریف شود و شاخصه های کمی و کیفی آن بیان شود، تا رفتارهای مختلف دولت با آن سنجیده شود. زیرا اعتدال یک جا به معنای وادادگی است یک جا به معنای عقلانیت است. بنابراین تبین این واژه ها لازم است تا توهمی در آینده ایجاد نشود.

اگر این تعریف ها بدرستی انجام نگیرد یک نوع خلط مبحث پیش می آید. مثلا همانگونه که گفتم می‌گویند دولت در اقتصاد دخالت نکند و این درست در زمانی است که مردم به نانشان محتاجند مانند شرایط جنگ یا تحریم که برخی اقلام ساده هم نایاب می‌شود و گاهی می‌گویند درآمدهای نفت را وارد اقتصاد کنید و منظورشان بخش هایی است که اصلا ضرورت ورود دولت در آن نیست و بخش خصوصی و بازار می‌تواند آنجا عمل کند.

بنابراین تبیین حدود و معنای واژه اعتدال چه از نظر کمی و چه کیفی بر عهده خود دولت است که باید هر چه سریعتر آن را مشخص کند.

منبع: برای مردم

یک دیدگاه

تبليغات
  • ستاد مقاومت رمز پيشرفت

  • ستاد مقاومت رمز پيشرفت

  • ستاد مقاومت رمز پيشرفت

  • ستاد مقاومت رمز پيشرفت